حمل و نقلشهرسازي

تاريخچه احداث پياده‌راه در جهان

      تعريف پياده‌راه

پياده‌راه‌ها قسمتي از فضاهاي شهري هستند که به دلايل ويژه، عمدتاً به خاطر دارا بودن برخي پتانسيل‌هاي خاص و در تمام يا بخشي از ساعات شبانه روز کاملاً بر روي حرکت سواره بسته شده و به طور کامل به حرکت عابران پياده اختصاص مي‌يابند. همچنين تقريباً تمامي صاحبنظران بطور مشترک بر اين نکته اتفاق نظر دارند که جنبه اجتماعي ايجاد و توسعه پياده‌راه‌ها بسيار مهم بوده، آنچنانکه مي­توان فلسفه وجودي اين فضاهاي شهري پياده‌مدار را نه صرفاً عملکردهاي فيزيکي و ارتباطي، تثبيت و تقويت برخي کاربري‌ها و مسائل اقتصادي بلکه گسترش ارتباطات و تعاملات اجتماعي ـ فرهنگي و ايجاد مقياس انساني در عرصه عمومي دانست .

۲-      تاريخچه احداث پياده‌راه در جهان

تا قبل از انقلاب صنعتي، اندازه و تناسبات عناصر شکل­ دهنده شهر، بر مبناي مقياس انساني و الگوي جابه­ جايي­ها نيز بر اساس حرکت فرد پياده بود؛ يعني او اندازه و فاصله­ ها را تعيين مي­کرد.اين نوع جابه ­جايي ها، هزاران سال تجربه شده و در واقع، حرکت عابر پياده ساختار سکونتگاه­ها را شکل مي­داده است. زيباترين مراکز شهرهاي متمدن نيز شاهدي بر اين مدعاست .

با شروع انقلاب صنعتي و به دنبال آن حاکميت تفکر مدرنيسم و به ويژه مطرح شدن تئوري «شهر مناسب با اتومبيل شخصي» از نقش و اهميت فضاهاي پياده کاسته شد و به مرور فرد پياده جايگاه و اولويت خود را در فضاي شهري از دست داد. از سوي ديگر، سياست­هاي منطقه ­بندي و تفکيک عملکردها و کاربري‌هاي  شهري در دوران شهرسازي مدرن، باعث از دست رفتن پويايي و حيات شهرها شد که حاصل آن وجود شهرهايي با تقسيم مناطق همگن، جدايي طبقات اجتماعي از يکديگر و حذف فعاليت­هاي متنوع از شهر بود که نتيجه­ اي جز از ميان رفتن سرزندگي و حيات بخش­هاي مرکزي شهرها نداشت . اين روند در بسياري از شهرهاي دنيا سبب بروز مسائل و مشکلات بي­شمار و از آن ميان، تضييع امکانات و منابع طبيعي، افول فعاليت­هاي مراکز شهري، بويژه مراکز سنتي، افزايش تعداد تصادفات شهري، انزوا گزيني انسان و به طور کلي بيماريهاي ناشي از ماشينيزم شد .

به دنبال شکست شهرسازي مدرن و اهميت يافتن مباحث توسعه انساني و محيط زيست، انتقادات زيادي از سوي صاحبنظران مسائل شهري در مورد شهرسازي مدرن مطرح شد. لبه تيز انتقادات بيشتر متوجه کيفيت کالبدي ـ فضايي نامطلوب حاصل از نظام شهرسازي بود. از اين رو، در تلاش براي يافتن راهکار مناسب براي طرح شهر مطلوب شهروندان در برابر اوضاع نابسامان شهرسازي مدرن، گرايشها و ديدگاههاي جديدي در عرصه شهرسازي جهان مطرح شده ­است که از آن به عنوان « جنبش پياده­ گستري» ياد مي­شود .

از دهه هشتاد به اين سو، نگرش جديدي (بر مبناي ديدگاه­هاي قديمي قبل از انقلاب صنعتي) در اروپا شکل گرفت که تا به امروز روندي رو به گسترش دارد. در اين نگرش که «شهرسازي انسان­گرا» در مقابل شهرسازي «اتومبيل­گرا» نام دارد، پايه و اساس الگوي جابه­ جايي­هاي درون شهري، بر قابليت­هاي انساني، توانمندي­هاي فيزيکي و ميزان ادراک فرد پياده در هنگام رفت و آمد در فضاي شهري بنيان نهاده شده­ است، که با نگرش اتومبيل­گراي اواسط قرن بيستم تفاوتهاي چشمگيري دارد.

تاريخچه ايجاد پياده‌راه‌ها به مفهوم امروزين آن به حدود ۷۰ سال قبل بازمي­گردد و شهرهاي اروپايي به ويژه دو کشور آلمان و هلند در اين زمينه در جهان پيشگام بوده ­اند. شهرهاي آمريکايي با تاخيري نزديک به دو دهه به توسعه محدوده­ هاي پياده ­روي آوردند و کشورهاي در حال توسعه نيز از حدود سه دهه قبل به طور جدي اين موضوع را مورد توجه قرار دادند. در عين حال، در بررسي سير تکامل پياده‌راه‌ها در جهان مي­توان تغيير رويکرد از اهداف اقتصادي و کالبدي صرف به نگرش­هاي رفاهي و اجتماعي را به مرور زمان مشاهده نمود .در شهرهاي اروپايي، اين انگاره با هدف خارج ساختن محدوده­ هاي تاريخي شهرها از تسلط اتومبيل براي حفاظت از بافتهاي کهن و احياي اجتماعي مراکز شهري، مطرح و اجرايي شد . در شهرهاي آمريکايي، در اوايل دهه ۱۹۶۰ گرايش بازگشت به مراکز شهري قوت گرفت و خيابانهاي پياده­ اي با نام مال (Mall) شکل گرفتند که بيشتر همسو با مقاصد تجاري در مرکز شهرها بودند و در عين حال، هدفشان ايجاد محيط­هاي مطلوب براي خريد و گردش در شهرها بود. 

در خصوص تجارب جهاني موجود به صورت اختصاص فضاي معين براي حرکت پياده، مهمترين راهبردي که تجربه شده، تفکيک و جداسازي محوطه مرکزي شهر توسط يک خيابان حلقوي و تبديل محوطه مرکزي به منطقه پياده است. نخستين اقدام از اين دست، به اواخر قرن نوزدهم باز مي­گردد. طي اين اقدام «اولمستد» شهرساز و معمار معروف آمريکايي که بنيانگذار رشته معماري منظر يا زمين آرايي محسوب مي­شود، براي نخستين بار فکر جداسازي معابر را در سال ۱۸۵۸ در طراحي «پارک مرکزي نيويورک» به­کار برد و راه سواره و پياده را از هم جدا کرد. از تجارب مهم جهاني در ارتباط با پياده‌راه مبتني بر تعاريف فعلي نمونه­ هاي زير قابل معرفي است:

          کپنهاگ در سال ۱۹۶۲ خيابان اصلي خود استروگت را به يک معبر پياده تبديل کرد.

          در دهه ۱۹۷۰ «طرح ناحيه مرکزي» با تاکيد بر توسعه کاربري‌هاي  مختلط، تسهيلات حرکت پياده و گسترش حمل و نقل عمومي در شهر تورنتوي کانادا اجرايي شد.

          در کشور فرانسه، توسعه خيابانهاي مختص عابران پياده از سال ۱۹۷۵ به بعد شروع شد.

          سال ۱۹۸۱ طرح بهسازي ناحيه مرکزي شهر آتن بر اساس گسترش پياده‌راه‌ها و بهبود سيماي کالبدي و اجتماعي شهر اجرايي شد.

          در آمريکا، پياده راه آزادي در قلب شهر بوستون شانزده نقطه ارزشمند تاريخي شهر را به هم مي­ پيوندد. 

مطلب قبلی

چشم انداز توسعه مبتني بر حمل‌ونقل همگاني در ایران

مطلب بعدی

تاريخچه احداث پياده‌راه در ايران

PMT

PMT

بدون دیدگاه

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *