مطالب گورستان

تدفین در یهود

احکام میت در یهود

۱٫ دست زدن به شخص محتضر قدغن است، اگر وى را لمس کند، بدان بماند که قتل نفس کرده است. وقتى محتضر جان تسلیم کرد، پر مرغى را جلوى بینى او مى گیرند، اگر تکان نخورد حتماً فوت کرده است، موقع جان دادن او را تنها نگذارند؛ وقتى فوت کرد، همه آنهایى که نزد مرده حضور دارند باید لباس هاى خود را پاره کنند.

۲٫ غسل دادن میت: تمام بدن را تمیز بشویند با آب گرم، بعد ۲۰ لیتر آب از سر او مى ریزند تا تمام بدن او را فراگیرد.

۳٫ اگر بچّه در هفته اول تولد بمیرد. او را در کنار قبر ختنه کرده و نامى براى او مى نهند و بعد او را دفن مى کنند. وقتى تابوت را به ۳۰ قدمى قبر رساندند، باید هر چهار قدم به چهار قدم مکث کنند، وقتى وارد قبر کردند دعاى مخصوص مى خوانند.

( موشه بن حافام، /حزقیا زرگدماى/ آرامش روح و مراسم سوگوارى، انتشارات بنى توراه، ۱۳۶۱ ش، ص ۱۶ ۱۵٫)

سوگوارى در یهود

رسم سوگوارى مردگان یک رسم کهن اسراییل است که از تورا(تورات) ریشه گرفته است. ابلوت (سوگوارى) بلافاصله پس از قبورا (تدفین) آغاز مى شود.شخص سوگوار به خانه باز مى گردد، کفش ها را بیرون مى آورد و بر روى خاک مى نشیند. همسایگان و دوستان براى او سعودت و هبرائا(خوراکى که خویشان براى عزادار مى آورند) تهیه مى کنند و صواب نیحوم آبلیم (تسلیت سوگوارن) را بجاى مى آورند. سوگوارى شدید بمدت شیبعا(هفت) روز ادامه مى یابد ولى در شبات(شنبه) و اعیاذ معمول نیست. فرد سوگوار طى سى روز (از روز تدفین) حق اصلاح و آرایش ندارد. فرزند(پسر) براى بزرگداشت یاد پدر یا مادر بمدت یازده ماه پس از روز تدفین هر روز، و هر سال در روز درگذشت قدیشطلب آمرزش مى کنند مى خواند.

در هر جامعه یهودى یک گروه از مردان و زنان داوطلب مى شوند که بامور تدفین (قبورا) مردگان آن جامعه بپردازند. این گروه ها را حبرا قدیش مى نامند. وجود حبرا قدیش نخستین بار در قرن چهاردهم در اسپانیا ذکر شده است. در بسیارى موارد حبرا قدیش هسته اصلى جامعه یهودى در هر محلى بوده است. ( منبع:واژه هاى فرهنگ یهود)

آیین هاى عزا و سوگوارى در دین یهود

انسان به طور طبیعى در برخى مواقع مانند مرگ دوستان و بستگان نزدیک، یا رهبران دینى و ملى و مصیبت فردى یا اجتماعى غمگین شده و به سوگ مى نشیند. یکى از مهمترین این موارد غم و اندوه دینى است که حالت تأثر روانى آن با اندوه شخصى از نظر محتوى و انگیزه تفاوت دارد. در ادیان این حالت نهادینه شده و در قالب یک مراسم دینى خود را مى نمایاند. در دین یهود به مناسبت هایى از قبیل رحلت حضرت موسى و دیگر انبیا، مصائب بنى اسرائیل، تخریب بیت المقدس و قتل و کشتار یهودیان سوگوارى و عزادارى برگزار مى گردد. برخى از آنها ریشه در کتاب مقدس دارد. عهد عتیق به موارد متعددى از سوگ و عزا اشاره مى نماید و به خصوص صحیفه مراثى ارمیاء نبى که حاوى نمونه هایى از این حالت است.

اَشکال سوگ در کتاب مقدس :

قِریعا (لباس پاره کردن) :

جامه چاک کردن، یکى از رسوم رایج سوگ در قسمت هاى نقلى و توصیفى عهد عتیق است نمونه آن جامه دریدن یا پاره کردن لباس رئوبن است. رئوبن هنگامى که سرچاه برمى گردد و مى بیند که یوسف در چاه نیست جامه خود را چاک مى زند. (پیدایش: ۲۹: ۳۷).

یعقوب رخت خود را پاره کرد و پلاس در بر کرد و روزهاى بسیار براى پسر خود ماتم گرفت و … گفت سوگوار نزد پسر خود به گور فرود مى روم. (پیدایش : ۳۵: ۳۷).

عکس العمل یوشع و بزرگان بنى اسرائیل هنگام شکست در عاى لا به همین نحو است:

یوشع و مشایخ اسرائیل جامه خود را چاک زده، پیش تابوت خداوند تا شام رو به زمین افتادند و خاک به سرهاى خود پاشیدند. (یوشع ۶: ۷). واکنش حزقیا به سخنان رَوْ شاقه: چون حزقیا این را شنید لباس خود را چاک زده و پلاس پوشیده (دوم پادشاهان ۱: ۱۹) (شعیا ۱: ۳۷). مردخاى هنگام شنیدن خبر قتل عام یهودیان: چون مردخاى از هر آن چه شده بود اطلاع یافت، جامه خود را دریده پلاس با خاکستر دربر کرد. (استر : ۱: ۴)

ایوب هنگام شنیدن مرگ فرزندان: آن گاه ایوب برخاسته جامه خود را دریده و سر خود را تراشید (ایوب : ۲۰: ۱). دوستان او هنگام تسلیت گفتن: با آواز بلند گریستند و جامه خود را دریده خاک به سوى آسمان بر سر خود افشاندند. (ایوب : ۱۳: ۲)

جامه دریدن: گاه به معناى گریز از عواطف و احساسات غیرقابل وصف یا به عنوان جایگزین نمادین آسیب و نقص عضو است.

پلاس پوشى: تقریباً پلاس پوشى در ماتم به اندازه جامه دریدن رایج بوده است (دوم سموئیل ۳۱:۳ مزامیر ۱۲: ۳۰ مراثى۱۰: ۲)

حزقیال پیشگویى مى کند که ماتم شهر صور با درآوردن لباس هاى قلابدوزى شده و پوشیدن لباس هاى خاص عزا خواهد بود: رخت قلابدوزى خویش را بکنند و به ترس ها ملبس شوند (حزقیال ۱۶: ۲۶ و ۲۷: ۷). یوآب زنى دانشمند از تِقوعَ آورد و از او خواست خود را مثل ماتم کننده ظاهر سازد و لباس تعزیت پوشد تا نزد داود بفرستد (دوم سموئیل ۲: ۱۴) که بى شباهت به لباس بیوگى که تامار بیوة عِر لق – پسر یهودا – پوشید، نیست (پیدایش ۱۴-۱۹: ۳۸). میکاه نبى برهنه شدن عزادار را غیرعادى نمى داند. برهنه و عریان خواهم رفت و مثل شغال ها ماتم خواهم گرفت (میکاه نبى ۸: ۱)

خاکریزى بر سر: یکى از انواع آداب عزا که در یهودیت اخیر نیز باقى مانده است. خاک بر سر ریختن است. یوشع و مشایخ اسرائیل بر زمین افتادند و خاک به سر خود پاشیدند. (یوشع ۶: ۷ / دوم سموئیل ۱۹: ۱۳ / ارمیاء ۳۴: ۲۵ و ۲۶: ۶ / حزقیال ۳۰: ۲۷ مراثى ۱۰: ۲)

خود نیاراستن: اجتناب از پوشیدن زیورآلات، چون قوم این سخنان بد را شنیدند ماتم گرفتند و هیچکس زیور خود را بر خود ننهاد.

پرهیز از روغن مالى و تدهین و شستشو: داود پس از فوت پسرش برخاسته خود را شستشو داد، تدهین کرد. ( دوم سموئیل ۲۰: ۱۲)

روزه گرفتن : (دوم سموئیل ۲۵: ۳ / استر ۳: ۴ عزرا ۶: ۱۰ / نحمیا ۴: ۱)

سینه زدن : اشعیاء، عزادار را با وصف سینه زنى توصیف مى نماید: براى مزرعه اى دلپسند و موهاى بارور، سینه خواهند زد. (اشعیاء ۱۲: ۳۲)

کلمه معادل سینه زدن در عبرى سافَدSafad که تعدیل به یک اصطلاح عام براى سوگوارى و عزادارى شده است. ابراهیم آمد تا براى ساره ماتم و گریه کند. (پیدایش ۳: ۲۲). که حس ماتم و گریه به خود مى گیرد: آن نبى به شهر آمد تا ماتم گیرد و او را دفن نماید (اول پادشاهان ۳۰: ۱۳/ میکاه ۸: ۱)

قطع مو و ریش: ظاهرا یهودیان به مناسبت مرگ ناداب و ابیهو – پسران هارون – به نشانه عزا و سوگ موهاى سر خود را بلند و پریشان مى کردند. البته کاهنان (از میان لاویان) مثل هارون مجاز به چنین کارى نبودند.

موسى، هارون و پسرانش اِلعازار و ایتامار را گفت موهاى سر خود را بلند نکنید و گریبان خود را چاک نزنید. مبادا بمیرید. اما خاندان بنى اسرائیل ماتم خواهند کرد. (لاویان ۷ و ۶:۱۰)

در یهودیت متأخر و جدید براى عزادار واجب و ضرورى است که موهایش را بلند کند. در آن روز خداوند خالق به گریستن و ماتم کردن و کندن مو و پوشیدن پلاس خواهد خواند. (اشعیاء ۱۲: ۲۲)

سرتراشیدن (کندن موى سر): انبیاء تراشیدن سر را به عنوان یک مراسم و سنت عزادارى معرفى کرده اند. (اشعیاء ۱۲: ۲۲ / ارمیاء ۶: ۱۶ / حزقیال ۱۸: ۷ / عاموس ۱۰: ۸)

در همین جهت ایوب هنگام شنیدن مرگ فرزندانش موهاى سرش را مى تراشد: باد شدیدى وزیده جوانان مردند. آن گاه ایوب برخاسته جامه خود را درید و سر خود را تراشید و به زمین افتاده و سجده کرد. (ایوب ۲۱: ۱)

حتى زن غیریهودى که در جنگ اسیر شده است مى باید تراشیدن سر را به عنوان یک رسم عزادارى رعایت کند. در میان اسیران زن خوب صورتى دیده عاشق او بشوى و

بخواهى او را به زنى خود بگیرى پس او را به خانه خود ببرد و سر خود را بتراشد و ناخن خود بگیرد و براى والدین خود یک ماه ماتم گیرد. (تثنیه ۱۳: ۱۲)

عمامه بردارى: بنابه توصیه حزقیال نبى براى ابراز تأسف و اندوه برداشتن عمامه از سر مرسوم بوده ا ست. اى پسر انسان ماتم و گریه نکن و اشک از چشمت جارى نشود ماتم مگیر بلکه عمامه بر سرت بپیچ و کفش به پایت بکن و شارب را نپوشان و طعام مردم را نخور.

سرپوشى: پوشاندن سر نیز یکى از آداب و مراسم عزادارى شناخته شده است (حزقیال ۱۷: ۲۴) داود چون به فراز کوه زیتون مى رفت گریه مى کرد و با سر پوشیده و پاى برهنه مى رفت. (دوم سموئیل ۳۰: ۱۱۵) (ارمیاء نبى ۴ و ۳: ۱۴ / استر ۱۲: ۶ و ۸: ۷)

لغت شناسان براى معادل عبرى پوشش دو ریشه ذکر کرده اند: اولا از ریشه خافا به معناى پوشش و ثانیاً از ریشه مشابه عربى حافى به معناى پابرهنه که آن هم، هم ریشه با کلمه عبرى یاحِف Yahef به معناى پابرهنه است.

ریشه دوم گواهى حزقیال و اشعیا را در سفر تثنیه اثبات و تأیید مى نماید.

در کنار تراشیدن سر و ریش، انبیاء رسم قطع و جرح گوشت دست و دیگر جاها را نهى کرده اند.

کسى برایشان ماتم نخواهد گرفت و خویشتن را مجروح نخواهد ساخت و موى خود را نخواهند تراشید (ارمیاء ۷: ۱۶). هشتاد نفر با ریش تراشیده وگریبان دریده و بدن خراشیده هدایا و بخور آوردند (ارمیاء۶: ۴۱). به نظر مى رسد آنها از تحریم و نهى چنین مراسم و آداب و رسومى غافل و بى اطلاع بودند. براى کاهنان یعنى پسران هارون، ایراد جرح و زخم در گوشت، تراشیدن سر و ریش از تمام انواع ماتم و عزا تحریم شده است به استثناء این که در مورد مرگ پدر، مادر، پسر، دختر، برادر یا خواهر مجرد کاهن باشد.

سر خود را بى مو نسازید و گوشه هاى ریش خود را نتراشید و بدن خود را مجروح ننمایند. (لاویان ۶: ۲۱)

سفر لاویان تراشیدن و کندن مو، خالکوبى و زخمى و مجروح کردن را به عنوان یک رسم عزادارى براى همه بنى اسرائیل تحریم مى کند.

سر و ریش خود را نتراشید بدن خود را براى مرده مجروح نسازید. (لاویان ۲۸: ۱۹)

سفر تثنیه، مجروح کردن بدن و تراشیدن سر را به عنوان یک رسم عزادارى براى تمام بنى اسرائیل تحریم مى کند. شما پسران یهوه خداى خود هستید پس براى مردگان، خویشتن را مجروح ننماید و مابین چشمان خود را متراشید (تثنیه ۱: ۱۴)

سفر لاویان انگیزه تحریم ها را میل به اجتناب از پلیدى و نجاست در رسوم دینى معرفى مى کند. (لاو: ۱۹)

در حالى که سفر تثنیه انگیزه تحریم را تلاش براى نیل به قداست مى داند.

زیرا تو براى یهوه خدایت قوم مقدس هستى و خداوند ترا براى خود برگزیده است. (تثنیه ۳: ۱۴)

پوشاندن لب: میکاه و حزقیال نبى پوشش لب (بالایى) را به عنوان شیوه ابراز و بیان ماتم و اندوه ذکر کرده اند. براى مرده ماتم نگیر بلکه عمامه بر سرت بپیچ و کفش به پایت بکن و شاربهایت را نپوشان و طعام مردم را نخور. (حزقیال ۱۸: ۲۴)

جمیع ایشان لب هاى خود را خواهند پوشانید. (میکاه ۸: ۳)

سفر لاویان همین رسم را همراه کشف و پریشان کردن مو و جامه دریدن براى مبروصان توصیه مى کند اما مبروص گریبان او چاک شده و موى سر او گشاده و شاربهاى او پوشیده شود. (لاویان ۴۶: ۱۳)

در کتاب مقدس وضعیت مطلوب و آرمانى عزادار و ماتم زده حالت نشستن است. (حزقیال ۱۶: ۲۶) پادشاه نینوا رداى خود را درآورد پلاس پوشیده بر خاکستر نشست (یونس ۷: ۳) (ایوب ۱۳: ۲) یا حالت خوابیده بر روى زمین در یهودیت متأخر متداول گردید. (دوم سموئیل ۱۳:۳۱ / مراثى ۲۱: ۲)

دست بر سر: دست گذاردن بر سر بنا بر کتاب سموئیل و ارمیاه نبى: تامار خاکستر بر سر خود ریخته و جامه رنگارنگ را که در برش بود دریده و دست خود را بر سرت گذارده روانه شد. (دوم سموئیل ۲۰: ۱۳) از این نیز دست هاى خود را بر سرت نهاده. (۲:۳۷)

آن چنان که در یهودیت متأخر توجه شده، عهد عتیق میان عزا و ماتم قبل از خاکسپارى و بعد از دفن تمایزى قائل نیست.

آنچه مى توان آداب و رسوم ماتم و سوگوارى در کتاب مقدس نامید همانست که یهودیت متأخر را به یهودیت متقدم و اولیه پیوند مى دهد. از این رو دانیال با پرهیز از گوشت و شراب

عزادارى مى نماید. (دانیال ۲۳: ۱۰) در حالى که میشنا (کِتووُت: ۴: ۴) نواختن نى و فلوت را در مراسم تدفین توصیه مى نماید. عهد عتیق سوگوارى را با انقطاع و توقف رقص و وسایل موسیقى همراه مى داند. شادمانى دف ها تلف شده، آواز عشرت کنندگان باطل و شادمانى بربطها ساکت خواهد شد (اشعیاء ۹: ۲۴) (ارمیاء ۱۲: ۳۱ / مزامیر ۱۲: ۳۰ / ایوب ۳۱: ۳۰ مراثى ۱۵: ۵ / جامعه ۴: ۳) همان گونه که روحانیون یهودیت متأخر انجام مى دهند. از همراهى هدیه دادن با پایان و توقف عزادارى، مى توان حدس زد که رسم هدیه دادن براى عزاداران مانند یهودیت متأخر ممنوع بوده است (۱) (کارو: شولحان عاروخ/ یُورِه دِعا ۳: ۳۸۵)

یهودیت اخیر به عنوان تأیید جایگاه ارزشمند اموات (۲) و به جهت درخواست رحمت الهى اشکال مختلف عزا و سوگوارى را پذیرا گردید. (تَعْنیتْ ۱: ۲)

هر یک از مکاتب معاصر انسان شناختى ضمن حمایت و تأکید بر یکى از انگیزه هاى فوق دیگر گرایش را حذف نمودند. هر دو انگیزه و گرایش در وراى بسیارى از آداب و رسوم عزادارى در کتاب مقدس به چشم مى خورد.

به نظر برخى از مفسرین هدف و انگیزه مجروح کردن بدن در اصل فراهم کردن زمینه تغذیه از خون براى روح متوفى و مقصود از قطع و کوتاه کردن مو، این که روح بتواند با قدرت نهفته در بدن به حرکت درآید. (دکتر عبدالحسین طریقى)


تهیه و ارسال : خانم مائده بزرگی

مطلب قبلی

هنر معماری ایرانی - بخش چهارم

مطلب بعدی

تدفين در زرتشت

ar.basirian

ar.basirian

بدون دیدگاه

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *