انتقال پایتخت

مصاحبه تلویزیونی دکتر تقی زاده در مورد انتقال پایتخت

مصاحبه تلویزیونی دکتر تقی زاده در مورد انتقال پایتخت :

سوال گزارشگر : اصولا در این برهه زمانی چه نیازی به تغییر پایتخت وجود دارد؟

معتقد به تغییر پایتخت نیستم و حتی معتقد به تشکیل شورائی برای بررسی انتقال یا تفکیک پایتخت هم نیستم. علت آن هم این است که ما همین الان چند تا پایتخت در کشور داریم. پایتخت سیاحتی که شهرهائی مثل شیراز ، کیش و شهرهای شمالی را شامل می شود، پایتخت تاریخی که مهمترین آن شاید اصفهان باشد، پایتخت هنری داریم که شاید شیراز و همدان و …. از آن جمله باشند و پایتخت های صنعتی داریم.  ولی بجای اینکه در کشور بگوییم پایتخت ، معمولا می گوییم “قطب”: قطب صنعتی، قطب زیارتی، قطب سیاحتی و …….. .

در عین حال می بینیم که همان شهرها هم همان معضلاتی را دارند که در یک مقیاس بزرگتر شهر تهران دارد. بنابراین ما پایتخت های مختلف در کشور داریم و آنچیزی که در تهران باقی مانده بخش”اقتصادی” و “سیاسی و اداری” می باشد و با تفکیک این دو قسمت از هم مشکلی  حل نخواهد شد. فرض بفرمایید که جمعیت تهران با این نصف کار بشود و مشکلاتش کمتر شود، مانند چند سال قبل که جمعیت چهار ملیون نفر بود.  بعد چه اتفاقی افتاد، رسیدیم به همین امروز و مشکلاتی که امروز داریم. بنابراین با انتقال پایتخت و یا تفکیکی پایتخت به دو قسمت مشکل حل نخواهد شد و علت آن این است که ما روش ها و رویه هایمان تغییر نکرده و همان کارهای چند ده سال  گذشته را ادامه خواهیم داد و در نتیجه همین مشکلات را احیا خواهیم کرد. زیرا :

اصلي در مديريت داريم كه مي‌گويد : “اگر مي‌خواهيد به نتايجي برسيد كه در گذشته نرسيده‌ايد بايد اقداماتي را انجام دهيد كه در گذشته انجام نداده‌ايد.” مگر در پایتخت جدید چه اقداماتی می خواهیم انجام دهیم که قبلا انجام نداده ایم؟ اگر کار و هنری داریم و بودجه آن را داریم ، در همینجا بکار گیریم.

به عبارتی اگر بخواهیم مشکلات را حل نماییم نباید بحث انتقال پایتخت را مطرح نماییم، باید سوال به این شکل مطرح شود که، “چه علل و عواملی وجود دارد که منجر به این مشکلات در تهران و کلان شهرها شده است؟”

یعنی ما تا زمانی که علل بیماری را شناسایی نکرده ایم ، قطعا نمی توانیم نسخه ای برایش بپیچیم. از کجا معلوم که علاج این بیماری بحث “انتقال پایتخت” باشد؟

اینکه بگوییم ما مشکل آلودگی هوا و مشکل حمل و نقل و مشکل عدم وجود مدیریت واحد مدیریت شهری و …. داریم کافی نیست ، بلکه باید ریشه یابی کنیم تا ببینیم علل بروز مشکلات فعلی در کلان شهرهای ما چیست (مانند پزشکی که آزمایش و عکس برداری را تجویز می کند تا علل بیماری را تشخیص دهد و تا علت را تشخیص نداده ، نسخه ای تجویز نمی کند) . پس صرفا بعد از تشخیص علل بروز مشکلات ، باید ببینیم برای حل این مشکلات چه کاری باید انجام گردد. چه بسا که بسیاری از این علل را بدون انتقال پایتخت بتوان رفع کرد و شاید حتی انتقال پایتخت برای این بیمار ، مضر هم باشد.

در غیر اینصورت اگر ما پایتخت را دو قسمت بکنیم، با اطمینان ۱۰۰% بعد از ۱۰ ، ۲۰ و یا ۳۰ سال آینده به این نتیجه خواهیم رسید که دوباره همان مشکلات ایجاد شده است و ما دوباره به جای یک شهر ، دو تا شهر مشکل دار داریم و در نتیجه آن موقع می آییم اعلام می کنیم که طرح انتقال پایتخت شکست خورد. در صورتی که شکست این تجربه از همین حالا با روشی که الان هست بطور قطع و مسلم است

بنابراين بايد ببينيم اين مشكلات چه علل و عوامل نهفته است. فقط گوشه ای از مشکل آلودگی هوا را نگاه می کنیم تا ببینیم راه حل آن ربطی به انتقال پایتخت ندارد. همه ما می دانیم که یکی از علل مهم آلودگی هوای شهرها ، استفاده زیاد و فزاینده از خودروهای شخصی است. بطور مثال صرفا دو مورد از راه کارها را نام میبرم و سپس ببينيم آيا مي‌‌توانيم اين علل را رفع نماييم و اگر نمي‌توانيم مطمئن باشيد كه در انتقال پايتخت هم نخواهيم توانست.

۱ – در كل كلانشهرهاي كشور ، سوبسيدي به حمل و نقل همگاني داده مي‌شود و نيز سوبسيدي به خودروهاي شخصي . در حال حاضر سوبسيدي كه به خودروهاي شخصي داده مي‌شود ، بيش ۱۰ برابر سوبسيد حمل و نقل همگاني مي‌باشد . اين چه معنا مي‌تواند باشد؟

قطعا  اين به معنای كمك مالي نمي‌تواند باشد. زيرا دولت بخواهد به مردم كمك كند راههاي مختلفي وجود دارد. سوبسيد يعني جهت دادن مردم براي استفاده از يك کالا یا خدمات. زماني كه در خصوص حمل و نقل با خودروهاي شخصي به اين شكل عمل مي‌شود يعني اينكه ساليانه چند ميليون تومان به نفع استفاده كنندگان از خودروي شخصي به خاطر قيمت سوخت است ، در صورتي كه فردی اگر از حمل و نقل همگاني استفاده شود در سال فقط چند صد هزار تومان مي‌تواند استفاده داشته باشد. اين يعني اينكه ما مردم را به استفاده از خودروي شخصي ترغيب نماييم. به مردم پیغام می دهیم که “خودرو خریداری کنید و آن را استفاده کنید تا از خدمات و کمک های مالی دولت برخوردار شوید.”

آيا براي حل اين مشكل ما احتياج به انتقال پايتخت داريم؟ اصلاً ارتباطي به يكديگر ندارند.

۲ – علت دوم افزایش تقاضای سفر با خودرو شخصی نهضت ساخت و سازي كه در معابر انجام مي‌گيرد در حال حاضر موضوعي كه به صورت موجی در اكثر كلانشهرهاي ما افتاده است و بسيار اشتباه است اين است كه فكر مي‌كنند براي رفع مشكلات ترافيك ، معابر را افزايش مي‌دهند. این کار قطعا تقاضاي استفاده از خودروي شخصي را افزايش مي‌دهد.

اين خيلي طبيعي مي‌باشد زيرا وقتي ما با معابر خلوت مواجه مي‌شويم انگيزه بيشتري براي استفاده از خودروي شخصي پيدا مي‌كنيم. نکته عجیب اینجاست که وقتی شهرداری تهران بخشی از عرض معابر را از خودروشخصی کم کرده و در اختیار BRT می گذارد که اقدام توجیه دار تخصصی در کل دنیاست ، برخی اعتراض می کنند. البته من با توسعه معابر در کلان شهرها موافق نیستم ، اما اقداماتی مانند ایجاد مسیر های BRT و پیاده راه ها ، توسعه حمل و نقل عمومی و ایجاد جزایر عابر پیاده و …. مواردی است که با مقاومت شهرداری در مقابل مخالفین بالاخره اجرا شدند. اما من اطلاع دارم که بسیاری شهرها در همین مرحله به علت مخالفت افراد و مسئولین خودرومحور هنوز نتوانسته اند چنین اقداماتی انجام دهند. البته من اقدامات مثبت فوق در تهران را کافی نمی دانم و باید جهش دیگری در کیفیت و کمیت حمل و نقل همگانی ایجاد کنیم. اگر جهش های بعدی در توسعه حمل و نقل همگانی و محدود کردن خودروهای شخصی نرسند ، تهران دچار مشکلات جدی خواهد شد.

ملاحظه می فرمایید که هیچیک از موارد فوق به انتقال پایتخت مربوط نیست. سایر ۱۰۰ ها راه کار هم چنین خصوصیتی دارد.

سوال مجری : در كشورهاي پیشرفته زير ساخت های حمل و نقل همگانی درست مي باشد و ناوگان  همگاني کافی و خوب وجود دارد و مردم مي توانند از آنها استفاده كنند . در حالیکه در ايران معابر درستي وجود ندارد و خودروها در حال افزايش هستند از طرفي به ترافيك افزوده مي شود و به معابر نيز اضافه نمي‌گردد و از طرف ديگر حمل و نقل عمومي خوبي نداريم و مردم مجبورند با وجود ترافيك از خودروي شخصي استفاده كنند و معضلاتي مانند حجم ترافيك و آلودگي بيشتر به وجود مي آيد.

تمام نكات اعلام شده صحيح مي باشد ولي اين سوال پيش مي آيد كه چرا ما در کلان شهرها حمل و نقل عمومي خوبي چه از لحاظ كمي و چه از لحاظ كيفي نداريم تا مردم بتوانند از هر نقطه شهر به راحتي با حمل و نقل عمومي بروند با يك ناوگان خوب، تميز و زمان بندي شده سفر نمایند. چرا؟ براي اينكه اين كار در مقیاس وسیع و قابل قبول خود هزينه خيلي بالايي در بر دارد. دولت طی ۸ سال گذشته بودجه حمل و نقل همگانی را نداد. اگر هم می داد باز نیاز واقعی ما صدها برابر بیش از ارقام مزبور بود. آيا نمي شود قيمت بنزين را تا ۷ هزار تومان بالا ببريم و اضافه درآمد آن را صرف حمل و نقل عمومي نماييم. آیا این اخذ وجه از افراد دارا به نفع افراد کم درآمد نیست ؟ آن هم اخذ وجه از افراد دارائی که هوا را آلوده می کنند ، در شهرها ترافیک ایجاد می کنند و آسفالت را از بین می برند و دادن آن به افرادی که در ایجاد ترافیک و آلودگی هوا نقشی ندارند. این عین عدالت است .

قيمت سوخت اگر از ۷۰۰ به ۱۰۰۰ تومان تغيير پيدا كند ، به لحاظ تغيير الگوي سفر مردم اتفاق خاصي نخواهد افتاد ولي اگر مطرح  شود كه قيمت ۷۰۰۰ هزار تومان شايد مخالفت‌هاي زيادي صورت بگيرد و بگویند كه این کار منجر به تورم و گراني مي‌شود. در حالیکه بسیاری از كشورها قيمت سوخت را به حدي بالا برده‌اند كه براي استفاده كنندگان از خودروي شخصي بازدارنگي ايجاد كرده است و از طرف ديگر بخشي از درآمد بسيار زياد افزايش قيمت سوخت را در بخش حمل و نقل عمومي و بخشي ديگر آن را بصورت سوبسيد در مورد كالاهايي كه نمي‌خواهند گران شودبه كار گرفته‌اند. چنین افزایشی در قیمت سوخت ، درآمد خیلی زیادی به دولت می دهد که بسیاری از تورم های مهم را در اقلام اساسی می تواند کنترل کند. چرا این کار را نمی کنیم و تا کی می خواهیم به خودرو سوبسید دهیم ؟

حتي بخشهائي از حمل و نقل همگاني را مي توان با سرمایه بخش خصوصی توسعه داد. در حال حاضر در دنيا بخثي به نام TOD وجود دارد كه معناي آن توسعه شهري مبتني بر حمل و نقل عمومي مي باشد و مفهوم آن ساخت برج ‌ها و بلندمرتبه‌سازي‌ها در جوار حمل و نقل همگاني است. حسن اين كار در اينجاست كه تعداد افراد بيشتري مي توانند از حمل و نقل عمومي استفاده كنند و به اين كار ترغيب مي‌شوند. از طرفی  در اكثر مواقع کاربری تجاري به آنها داده مي‌شود. در نتيجه وقتي تبديل به فضاي تجاري گرديد تبديل به فضاي اقتصادي مي‌گردد و در خيلي از كشورها از درآمد TOD در جهت بهبود و توسعه حمل و نقل همگاني استفاده مي‌کنند. زماني كه شهرسازي با حمل و نقل همگاني توأم شود بخش‌هاي خصوصي رغبت زيادي براي سرمايه‌گذاري در بخشي توسعه حمل و نقل همگاني پيدا مي كنند زيرا بخشي خصوصي فقط از محل بليط نمي‌تواند كسب درامد كند ولي اگر به آن، درآمد مجتمع‌هاي ايستگاهي و ساخت و سازهاي تجاري در جوار ايستگاه‌ها نیز اضافه گردد، اين موضوع نيز مي تواند به عنوان کمکی برای برگشت سرمايه استفاده گردد كه اين قبیل اقدامات، جزو كارهاي متداول در دنیا مي باشد. در نتيجه هم مي توان از بودجه بخش خصوصي جهت توسعه حمل و نقل عمومي استفاده كرد و نيز مي توان بودجه هاي ديگر شهرداري را به سمت حمل و نقل عمومي سوق داد.

بنابراين ما نيز به دنبال اين كار بايد بريم. در صورتي كه ما در حال حاضر در شهرهايمان به صورت عكسي عمل مي نماييم و اگر شما در كلانشهرها، شهرهاي كوچكتر و مراكز استانها مي‌بينيم كه دارند زيرگذر و روگذر مي‌سازند خيابانها را تعريض مي‌نمايند در صورتي كه در بیان و شعار خود حمل و نقل همگاني را در اولويت‌ها مطرح می کنند. تمام مصاحبه‌هاي شهرداران و شورا شهرها و افراد مختلف مي‌بينيم كه مي‌گويند راه حل اصلي حل مشكل ترافيك حمل و نقل عمومي مي باشد ولي بودجه اي كه در حمل و نقل عمومي صرف ميشود معمولاً چندين برابر كمتر از بودجه اي است كه در بقیه بخش‌ها صرف مي‌شود پس اگر اولويت در اين كار است ما بايد اين اولويت را تحقق بخشيم. و اين راه اين نيست كه ما به دنبال ایجاد شهر جديد باشيم و يا شهرمان  را كوچك كنيم اگر بخواهيم خيلي از مشكلات را به همين ترتيب مي توانيم حل نماييم. ملاحظه می فرمایید که هیچیک از راه کارهائی که من گفتم به انتقال پایتخت ختم نمی شود.

سوال مجری : اينكه مجلس مي خواهد شوراي انتقال پايتخت درست كند به نظر شما اين كار درست است يا خير و اگر درست نمي باشد جايگزيني آن چه چيزي مي‌تواند باشد؟

با توجه به مطلب شنيده شده كه در حال تشكيل شورايي هستند و توجيه آن اين است كه ما نمي خواهيم لزوما پايتخت را منتقل نماييم مي خواهيم شورايي تشكيل دهيم و ۲ سال مطالعه نماييم و در نهايت اين شورا بيايد و اعلام نمايد كه پايتخت منتقل شود يا خير.

اينجانب معتقد هستم كه زماني كه ما شورايي را به نام شوراي انتقال پايتخت مي ناميم يعني ما نسخه را پيجيده ايم شوراي انتقال پايتخت بايد گامهاي انتقال پايتخت را بررسي نمايد که کار درست و کارشناسی نمی باشد و اگر شورا صرفا هدف بررسی دارد ، نام درستی برای آن انتخاب نشده است.

ما از كجا مي دانيم كه انتقال پايتخت راه حل نهايي مي باشد؟

از آنجا كه پايتخت ما بيمار است و اگر بخواهيم آن را به يك فرد معتاد تشبيه كنيم، به جاي اينكه بياييم کاری کنیم تا مواد مخدر را ترک کند و برنامه ورزشي براي او ايجاد كنيم، رژيم غذايي‌اش را تغيير دهيم و برنامه تفريحات بگذاريم، مي‌خواهيم مكان استقرار اين بيمار را تغيير دهيم كه اصلاً ربطي به درمان او ندارد. اينجانب معتقدم كه به جاي اينكار ما بياييم شورايي تشكيل دهيم به نام “شوراي بررسي مسائل و مشكلات پايتخت و راه کار هاي آن”.

امكان دارد كه پس از كار اين شورا به راه حل هايي با تعداد ۱۰۰ ها مشكل برخورد شود كه در راه حل ها به ۱۰۰ ها راه کار خواهیم رسید. حال ممكن است یکی از راه کارها انتقال پايتخت باشد یا نباشد، كه البته بنده معتقدم كه نخواهد رسید. زيرا به نظر اينجانب بیش از ۸۰% از مسائل و مشكلات پايتخت را مي توان بدون انتقال حل نمود. بنابراين بهتر است كه اين شورا نامش تغيير پيدا كند تا جهت حرکتش اشتباه نشود و دنبال يك نسخه پيچيده شده (قبل از شناسايي علت عوامل بيماري) نرود.

سوال مجری : لگوهايي مانند تركيه، استراليا براي مديريت حل مشكلات آمده اند پايتخت را جايگزين و معضلات و مشكلاتشان را اينگونه حل كرده‌اند شما فكر مي كنيد آنها الگوهاي مناسبي نيستند و به عنوان مثال‌هاي ديگر پاكستان (اسلام آباد) توانسته‌اند به اين ترتيب مشكلاتشان را حل كنند.

يكي از مشكلات همين است كه ما در حقيقت آن اتفاقي را كه در ظاهر افتاده مي‌بينيم. مثلاً ما مي‌بينيم كه جايي پايتخت خود را تغيير داده و يا به دو قسمت تقسيم كرده است. ولي اينكه چه سيستم‌هاي مديريتي در پشت آن اعمال شده و چه تغيير روش و رويه‌اي انجام گرفته تا اينكه اين موضوع به نتيجه مثبت برسد ما اين را نمي‌بينيم. اولا خيلي از شهرها بدون انتقال پايتخت مشكل خود را حل كرده‌اند. ولي اين مورد را مي‌دانم كه اگر برخي شهرها مشكلشان را حل كرده‌اند، نه به علت انتقال پايتخت بلكه آن به علت تغيير سيستم‌ها و روش‌هايشان مي‌باشد.

مجددا این اصل مدیریتی را یادآوری می کنم: “اگر مي‌خواهيد به نتايجي برسيد كه در گذشته نرسيده‌ايد بايد اقداماتي را انجام دهيد كه در گذشته انجام نداده‌ايد. “

اگر بيابيم و انتقال پايتخت و يا تفكيك آن به دو قسمت را انجام دهيم و بيابيم آن كارهاي گذشته را مجددا تكرار كنيم قطعاً نتيجه آن چيزي نخواهد بود غير اينكه يك شهر مشكل دار را تبديل به دو شهر مشكل دار كرده‌ايم و اين بدون شك اتفاق خواهد افتاد.

بنابراين بايد ببينيم كه چه اتفاقاتي ديگري در پشت صحنه مدیریتی آن كشورها اتفاق افتاده و بايد آنها را مانیتور  بكنيم و آن تغييرات را در رويه‌هاي خودمان ایجاد کنیم.

سوال مجری : لطفاً با توجه به تخصص خودتان كه ترافيك مي‌باشد معضلات و مشكلات تهران را چگونه مي‌توانيم حل كنيم و در حيطه انتقال پايتخت نكته‌اي مي‌خواهين اضافه نماييد بفرماييد.

همانطور كه عرض كردم حدود ۸۰% مشكلات شهر تهران و بسياري از كلان شهرها بدون انتقال پايتخت و بدون كوچك كردن شهرها مي تواند حل شود و شايد اين مسائل در يك برنامه كوتاه نگنجد و بحث بيشتري داشته باشد. ولي بطور كلي ما بايد تغيير نگرش اساسي در ديدگاه مسئولين مديران، شوراهاي شهرها و در كل همه تصميم‌گيران و تصميم سازان كشوري بوجود بياوريم و اين تغيير نگرش در همين چارچوب مي‌باشد و صحبت‌هايي كه امروز انجام گرفت بيشتر در همين چارچوب بوده است كه ما بايد نگرشمان نسبت به موضوعات تغيير  پيدا كند.

آن موضوعي كه راجع به ترافيك گفته شد اگر از بسياري از مردم  و مسئولين پرسيده شود اكثر معتقدان كه وقتي ‌ در جايي معبري را عريض‌تر مي‌كنيم و يا بزرگراه مي‌سازيم مشكل ترافيك‌مان كمتر مي‌شود. ولي بعد تعجب مي‌كنند چرا در عمل مشكل ترافيك بيشتر شد در صورتي كه اين در دنيا يك تز ثابت شده است كه وقتي شما معابر را افزايش مي‌دهيد مشكل ترافيك حل نشده و بلكه بيشتر نيز مي‌شود.

مطلب قبلی

نمای استثنایی از قاتل سیاه بر سر تهرانیها!

مطلب بعدی

خانه ای ساخته شده از قوطی نوشیدنی فلزی

ar.basirian

ar.basirian

بدون دیدگاه

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *