*** شعار ما :   ترویج تفکر علمی و تخصصی مدیریت شهری و استفاده از تجارب سایر کشورها ***

بانک اطلاعات تخصصی

عضویت در خبرنامه





Powered by WebGozar

با پر کردن فرم بالا می توانید از جدیدترین اطلاعات وبسایت مرکز اطلاعات علمی و تخصصی مدیریت شهری با خبر شوید.

آیا می دانید ؟

آیا می دانید

اولین مردمانی که سکه را در جهان ضرب زدند ایرانیان بودند .

مطالب بیشتر ...

 
گفت‌و‌گو با مهندس لیلا عراقیان؛ معمار جوان «پل طبیعت» مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

خودش هم‌ فکر نمی‌کرد طرحی که روی کاغذ اجرا می‌کند یک روزی به سازه‌ای ۲ هزار تنی تبدیل شود و از آن به‌عنوان پل زیبایی یاد کنند که به‌زودی یکی از نمادهای شهر تهران خواهد شد. ۲۵ ساله بود که در مسابقه طراحی پل طبیعت شرکت کرد، ۲۶ ساله بود که طرحش برگزیده شد و حالا ۳۱ ساله است که پل طبیعت ساخته‌شده است. پل زیبای انسان‌محوری که پیاده راهی است برای آن‌ها که دلشان هوای سفرکرده است.

جام جم سرا: مهندس لیلا عراقیان، روبه‎رویمان نشسته است. طراح پل طبیعت. معماری جوان که در ۲۵ سالگی به تعبیر خودش «این هیولای هراس‌آور» را طراحی کرد. او فارغ‌التحصیل معماری از دانشگاه شهید بهشتی است و در ونکوور کانادا در حال ادامه تحصیل است.

 

  • چطور شد که گذرتان به اراضی عباس‌آباد افتاد؟

فکر می‌کنم سال ۸۵ بود که به خاطر تبلیغاتی که کرده بودیم برای کار در اراضی دعوت شدیم. کار آلاچیق‌های بوستان را به عهده گرفتیم. یک محوطه بود که سقف اسپیس فریم داشت. یک پوشش ساده و صاف بود و هفت‌صد مترمربع پارچه داشت. در بازار گل هم پلی بود که قرار بود دو طرف پارک را به هم وصل کند. کار ما درواقع طراحی پوشش پارچه‌ای بود که دو طرف قرار گیرد. هر قطعه آن هزار مترمربع بود. آب‌وآتش دارای یکپارچه یک‌تکه است ولی در بازار گل، هر یک از قسمت‌های پل با استفاده از سه‌تکه پارچه درست‌شده است.

 

  • پروژه پل طبیعت چطور به شما سپرده شد؟

بعد از اینکه پروژه‌های آمفی‌تئا‌تر آب‌وآتش، بازار گل و پل ابریشم دو را به عهده گرفتیم. در مرحله طراحی این پروژه‌ها بودیم که فراخوان طراحی پل طبیعت که آن زمان نامش پل پیاده شهید مدرس بود مطرح شد.

 

  • آنچه هم‌اکنون در پل طبیعت اجراشده است چقدر به طرح و نگاه اولیه شما نزدیک است؟

طرح چهارپایه طرح دوم من بود. طرح اول که در مسابقه هم شرکت کرد، قسمت روی اتوبانش از این‌که هست خیلی ساده‌تر بود. در مورد این پروژه پنج فکر اساسی وجود داشت. اولین ایده این بود که این پل قرار نیست فقط مکانی برای وصل کردن دونقطه به هم باشد بلکه قرار است ادامه دو پارک و فضایی برای ماندن باشد. نکته دوم این بود که بیاییم به‌جای این‌که دونقطه را در دو پارک به هم وصل کنیم، طوری طراحی کنیم که در هر دو طرف پخش شود و به همه نقاط کلیدی دو پارک هم متصل شود. این ایده تا حدی اتفاق افتاد. در درجه سوم می‌خواستیم نقاطی با کمترین درخت را پیدا کنیم و ستون‌ها را آن‎جا کار بگذاریم.

 

  • جالب است که اتفاقا سازه‌های پل طبیعت تصویر درخت را در ذهن تداعی می‌کند...

طرح اولیه هم بنابراین بود که فرم به شکل درخت باشد. البته تصور این نبود که یک ستون درختی داشته باشیم. تک‌ستون‌های پراکنده‌ای مدنظر بود. خود بدنه خرپا هم المان‌های نامنظمی داشت. ایده دیگر این بود که بررسی کردیم و دیدیم وقتی با یک دهانه بزرگ طرف هستیم بدون شک یک عمق سازه‌ای خواهیم داشت. درواقع ایده این بود که ابعاد را طوری کنیم که فضا و معماری تبدیل به المان‌های جدایی‌ناپذیر باشند. مسئله دیگری که مدنظرمان قرار گرفت این بود که معمولاً پل‌ها چون قرار است بهینه ساخته شوند، طراحی صاف دارند. این‌یک نوع پرسپکتیو یک نقطه‌ای ایجاد می‌کند که آدم را مجبور به رفتن می‌کند. ما پل را به‌صورت قوسی کشیدیم تا رهگذر انتهای مسیر را نبیند. این پیچ‌وخم سرعت آدم را کم می‌کند.

 

  • در مرحله دوم طراحی چه اتفاقی افتاد؟

در مرحله دوم قرار شد کار با‌‌ همان ایده اولیه کمی تحقیق شود؛ یعنی قرار شد طرحی بدهیم که تمرکز اولیه آن روی اتوبان باشد ولی زبانی داشته باشد که اگر لازم شد بعدا بتواند ادامه پیدا کند. مسئله دیگر این بود که قرار شد پل کمی نمادگرا‌تر باشد و خیلی ساده و معمولی نباشد. در مرحله دوم مسابقه تمرکز را روی بخش اتوبان گذاشتیم و مسیر‌ها خلاصه شد؛ اما الآن یک سری مسیرهایی داریم که روی خطوط توپوگرافی زمین حرکت می‌کند. در هر دو پارک پخش می‌شود. دوطبقه بودنش دو نوع دسترسی به پل را ایجاد می‌کند. در مرحله دوم چهارپایه بودن مطرح شد و آن چیزی که امروز می‌بینید درواقع پیشرفته شده‌‌ همان طرح مرحله دوم است.

 

  • در مراحل چهارگانه طراحی خودتان به‌تنهایی پیش رفتید؟

نه اصلاً. این فرمی نبود که من به‌تنهایی به آن رسیده باشم. یک کار تیمی بود. مهندس بهزادی و سحر یاسایی هم در زمینه همکار من بودند و فکر هر سه ما بود که برنده شد. وقتی با مهندس سازه صحبت کردیم گفت شاید به‌جای ۴ ستون با دو ستون هم بشود این کار را پیش برد. بعد بررسی کردیم و کار روی سه ستون نهایی شد. زمان بررسی، قوس‌ها هم تغییراتی ایجاد شد. همچنین رمپ‌ها بیرون فضای پارک بود که حس خطرناکی داشت؛ برای همین تغییر کرد. فرم سرستون‌ها هم که از اول سه‌طبقه و ویوپوینت بود، کمی تغییر کرد.

 

  • شما فقط ۳۱ سال دارید. طراحی این پل نقطه درخشانی در کارنامه شما است. فکر می‌کردید یک چنین کاری را در این سن انجام دهید؟

راستش آن اول که بحث مسابقه مطرح شد، یک‌طورهایی گفتم که دلت خوش است. این‌همه مهندس بزرگ. امکان ندارد طرح من برگزیده شود. مهندس بهزادی گفت که آن‌ها آدم‌های منصفی هستند و اگر کار خوب بدهیم می‌پذیرند. ولی ته دلم فکر می‌کردم که دارم طرحی را می‌کشم که قرار است روی کاغذ بماند. برای همین تصمیم گرفتم یک‌چیز هیجان‌انگیز و جالب طراحی کنم که چیز خوبی روی کاغذ باقی بماند. آن زمان ۲۵ سالم بود. وقتی‌که برنده شدیم ۲۶ ساله بودم و تا ۲۷ سالگی درگیر طرح بودم. می‌رفتم ایتالیا و کنار دست مهندسان سازه می‌نشستم تا کارشان را ببینم. وقتی برنده شدیم داشتم در کانادا فوق‌لیسانس می‌خواندم. مرخصی گرفتم و برگشتم ایران تا پای‌کار باشم. می‌دانستم دارم با یک گروه سازه‌ای حرفه‌ای کار می‌کنم که کارشان را بلدند و من فقط روی طراحی فرم تمرکز داشتم و نگران مسائل فنی نبودم. همیشه می‌گویم خوشمزه‌ترین قسمت و پز دادنش برای من است ولی حقیقت این است که زحمت و سختی کار بر عهده تعداد زیادی از دوستانم بود. هم حس می‌کنم که خیلی خوش‌شانس بودم و هم از آن‌ها خجالت می‌کشم که همه‌اش اسم مرا می‌برند.

 

  • وقتی پل ساخته شد، مثل یک غریبه از روی آن رد شده‌اید؟

بله. زیاد.

 

  • چه حسی داشتید؟

خوب. وقتی آدم‌ها را می‌بینم که روی آن قدم می‌زنند و عکس می‌گیرند حس خوشایندی دارم. رسالت ما معمار‌ها این است که فضاهایی بسازیم که مردم در آن حس بهتری داشته باشند. حتی چند بار مردم دوربین به دستم داده‌اند تا از آن‌ها عکس بگیرم. یک‌بار با همکارم رفته بودم برای عکاسی از پل. تنها کنار سه‌پایه ایستاده بودم. یک زوج رد می‌شدند. فکر کردند ما از آن‌هایی هستیم که از مردم عکس می‌گیرند و به آن‌ها می‌فروشند. از من خواستند از آن‌ها عکس بگیرم. من هم گرفتم و برایشان ایمیل کردم.

 
بررسی عوامل مؤثر در ایجاد و تحولات نواحی حومه ای شهر تهران مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

 

 

 

نام فایل بررسی عوامل مؤثر در ایجاد و تحولات نواحی حومه ای شهر تهران
منبع

http://www.noormags.com/

فرستنده

مرضیه باریکانی، دانشجوی کارشناسی ارشد برنامه ریزی شهری

دانلود

دریافت فایل بصورت PDF

 
همیشه باید نگران تهران باشیم مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

داستان رشد تهران مثل درام می ماند.هر شهرداری که می آمد برایش طرحی می ریخت و نقشه ای تازه می کشید و نتیجه اش شهر بی قواره ای شد که نه هویت داشت و نه محدوده ای که مشخص کند توسعه در نقطه خاصی متوقف می شود. زمین ها از هر سو قطعه قطعه می شدند و باغها از بین می رفتند.
در حقیقت شهر متناسب با هویت، الزامات تاریخی،طبیعی ،اجتماعی و اقتصادی شکل نگرفت و هرکس هر طرحی که داشت در طول و عرض آن پیاده کرد. البته الگوی اصلی آن از نقشه لوس آنجلس گرفته شد و مسئولان بدون اینکه توجهی به وضعیت استقرار شهر و الزامات اجتماعی آن داشته باشند، خواستند لس آنجلسی دیگر بسازند. ساختمان‌های ناهمگون و بی هویت هر روز قد می کشیدند و در فرایند توسعه نامتوازن نه فضای عمومی متناسب با این تراکم این ساختمان‌ها پیش بینی می شد و نه شبکه ارتباطی متناسب برای بافت های ایجاد شده در نظر گرفته می شد. اتفاقی که البته در خیلی از شهرهای دیگر کشور هم می افتاد و توسعه بی طرح و نقشه صرفا محدود به تهران نمی شد. اما در تهران با توجه به موقعیت استقرار شهر آسیب بیشتری از قبل این ساختمان های بلند و ناهمگون دیدیم. ساخت و ساز باید بر اساس الزامات طبیعی و زمین شناختی شهر صورت می گرفت ولی این اتفاق نیفتاد و سوداگری زمین و اقتصاد بازار در فضاهای شهری جای طرح و برنامه را گرفت.
از یک سو با قد کشیدن ساختمان های ناهمگون که هیچ سنخیتی با فرهنگ و هویت کشورمان نداشتند، چشم اندازهای شهری مسدود شدند و از طرف دیگر به رغم زلزله خیز بودن تهران که این ضرورت را ایجاب می کرد که مطالعاتی در خصوص حریم گسل صورت بگیرد و تا جایی که ممکن است از ساخت و ساز در محدوده استقرار گسل جلوگیری شود، اغلب این ساختمان‌ها در محدوده استقرار گسل‌ها شکل گرفتند که این موضوع امروزه یک تهدید به حساب می آید و ما همیشه باید بابت تهران نگران باشیم. شهری که علمی و اصولی شکل نگرفته ، همیشه جای نگرانی دارد. شهری که قربانی میل مدرنیته شد. من همیشه در صحبتهایم این نکته را متذکر می شوم که میل مدرنیته شهرسازی تهران را تحت تأثیر جدی قرار داد. کسی که پول داشت، خانه اش را در جنوب می فروخت و در شمال شهر خانه می خرید و یک شمالِ شهر غنی بود که میان باغات قد می کشید و یک جنوب فقیر که پوک و ریزدانه می شد و این آغاز درام رشد تهران بود.
سوداگری زمین و اقتصاد بازار حرف اول را می زد و کسی توجهی نداشت که نظام حرکت در این فرایند به چه صورت خواهد بود. یکی از مسائل اساسی در شهرسازی  نظام حرکت و شبکه معابر است و باید  متناسب با استفاده از خودرو و وسایل نقلیه خصوصی شهر سامان داده می شد.
این اتفاق نیز نمی افتد و بی برنامگی از خانه تا خیابان امتداد پیدا می کند. امروز منِ کارشناسِ شهرساز، اگر قرار است تحلیلی از وضعیت داشته باشم نمی توانم روند شکل گیری شهر را در نظر نگیرم و بدون توجه به آن از وضعیت بد محیط زیست و معابر و ساخت و ساز حرف بزنم. چون امروز همه مشکلات ما معلول همین گذشته است. گذشته بی برنامه ای که از نظر اجتماعی شهر را دوقطبی و محیط زیست آن را تخریب کرد. هر چند طرح‌های جامع و تفصیلی چارچوب‌هایی را برای رشد تعیین می کند و به تمام بی برنامگی‌ها در توسعه شهر پایان می دهد اما نباید فراموش کنیم که شهر دیگر شکل گرفته و ما شاهد پیامدهای سوء شهرسازی سلیقه ای هستیم. شهرسازی که به هیچ قاعده و قانونی متعهد نبوده است

 
موضوع پايتخت مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
 


 

توسعه حمل و نقل محور

صفحه اصلی تماس با ما

All Rights Resereved For umic.ir

مشاور بازاریابی اینترنتی و سئو : گروه تخصصی مستر کاما