موضوع پایتخت

همیشه باید نگران تهران باشیم

داستان رشد تهران مثل درام می ماند.هر شهرداری که می آمد برایش طرحی می ریخت و نقشه ای تازه می کشید و نتیجه اش شهر بی قواره ای شد که نه هویت داشت و نه محدوده ای که مشخص کند توسعه در نقطه خاصی متوقف می شود. زمین ها از هر سو قطعه قطعه می شدند و باغها از بین می رفتند.
در حقیقت شهر متناسب با هویت، الزامات تاریخی،طبیعی ،اجتماعی و اقتصادی شکل نگرفت و هرکس هر طرحی که داشت در طول و عرض آن پیاده کرد. البته الگوی اصلی آن از نقشه لوس آنجلس گرفته شد و مسئولان بدون اینکه توجهی به وضعیت استقرار شهر و الزامات اجتماعی آن داشته باشند، خواستند لس آنجلسی دیگر بسازند. ساختمان‌های ناهمگون و بی هویت هر روز قد می کشیدند و در فرایند توسعه نامتوازن نه فضای عمومی متناسب با این تراکم این ساختمان‌ها پیش بینی می شد و نه شبکه ارتباطی متناسب برای بافت های ایجاد شده در نظر گرفته می شد. اتفاقی که البته در خیلی از شهرهای دیگر کشور هم می افتاد و توسعه بی طرح و نقشه صرفا محدود به تهران نمی شد. اما در تهران با توجه به موقعیت استقرار شهر آسیب بیشتری از قبل این ساختمان های بلند و ناهمگون دیدیم. ساخت و ساز باید بر اساس الزامات طبیعی و زمین شناختی شهر صورت می گرفت ولی این اتفاق نیفتاد و سوداگری زمین و اقتصاد بازار در فضاهای شهری جای طرح و برنامه را گرفت.
از یک سو با قد کشیدن ساختمان های ناهمگون که هیچ سنخیتی با فرهنگ و هویت کشورمان نداشتند، چشم اندازهای شهری مسدود شدند و از طرف دیگر به رغم زلزله خیز بودن تهران که این ضرورت را ایجاب می کرد که مطالعاتی در خصوص حریم گسل صورت بگیرد و تا جایی که ممکن است از ساخت و ساز در محدوده استقرار گسل جلوگیری شود، اغلب این ساختمان‌ها در محدوده استقرار گسل‌ها شکل گرفتند که این موضوع امروزه یک تهدید به حساب می آید و ما همیشه باید بابت تهران نگران باشیم. شهری که علمی و اصولی شکل نگرفته ، همیشه جای نگرانی دارد. شهری که قربانی میل مدرنیته شد. من همیشه در صحبتهایم این نکته را متذکر می شوم که میل مدرنیته شهرسازی تهران را تحت تأثیر جدی قرار داد. کسی که پول داشت، خانه اش را در جنوب می فروخت و در شمال شهر خانه می خرید و یک شمالِ شهر غنی بود که میان باغات قد می کشید و یک جنوب فقیر که پوک و ریزدانه می شد و این آغاز درام رشد تهران بود.
سوداگری زمین و اقتصاد بازار حرف اول را می زد و کسی توجهی نداشت که نظام حرکت در این فرایند به چه صورت خواهد بود. یکی از مسائل اساسی در شهرسازی  نظام حرکت و شبکه معابر است و باید  متناسب با استفاده از خودرو و وسایل نقلیه خصوصی شهر سامان داده می شد.
این اتفاق نیز نمی افتد و بی برنامگی از خانه تا خیابان امتداد پیدا می کند. امروز منِ کارشناسِ شهرساز، اگر قرار است تحلیلی از وضعیت داشته باشم نمی توانم روند شکل گیری شهر را در نظر نگیرم و بدون توجه به آن از وضعیت بد محیط زیست و معابر و ساخت و ساز حرف بزنم. چون امروز همه مشکلات ما معلول همین گذشته است. گذشته بی برنامه ای که از نظر اجتماعی شهر را دوقطبی و محیط زیست آن را تخریب کرد. هر چند طرح‌های جامع و تفصیلی چارچوب‌هایی را برای رشد تعیین می کند و به تمام بی برنامگی‌ها در توسعه شهر پایان می دهد اما نباید فراموش کنیم که شهر دیگر شکل گرفته و ما شاهد پیامدهای سوء شهرسازی سلیقه ای هستیم. شهرسازی که به هیچ قاعده و قانونی متعهد نبوده است

مطلب قبلی

مدیریت شهری در آلمان

مطلب بعدی

نگاهی به مدیریت زباله در سنگاپور

ar.basirian

ar.basirian

بدون دیدگاه

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *